
یا لطیف
شليك نكنيد آقايان
گلوله هاى شما مى مانند در هوا
روزى به سوى شما مى آيند.
اين سرپناه عمومى است كه گلوله هاى شما مى درند
هيچ اعتمادى
به سقف ترك خورده ى آسمان نيست.
شليك نكنيد آقايان
هيچ كس نمى خواهد كه بميرد
از دست شما مى گريزيم
و پاى درخت ها كنار خيابان ها پنهان مى شويم
مانند هزاران امضا
پاى اعلاميه ها
كه نمى شود كارى كرد.
شليك نكنيد آقايان
گلوله دهان را مى بندد
هزار درِ ديگر باز مى كند.
شمس لنگرودی
***
تیمسار می گه:گاز اشک آور که شلیک می شه، تنها چیزی که به ذهنت میرسه، دویدن و لذت ناب نفس کشیدنه...دومین بار که گاز اشک آور شلیک می شه یادت میاد روش کردن سیگاره تو جیبت شاید کمی اکسیژن برا نفس کشیدن بهت بده و دفعه ی سوم دیگه مثل اولین بار مرگ رو جلو چشمت نمی بینی...
ادامه می ده تیمسار : اولین بار که باتوم می خوره به تنت، طعم تلخ تحقیر رو می چشی، دردش تو تمام تنت پخش می شه و یه شوک الکتریکی هم اگه همراهش باشه که دیگه نور علی نوره...دومین بار یاد می گیری چطوری درد باتوم رو تحمل کنی و از درد سست نشی و فرار کنی تا گیر گاردی ها نیافتی و سومین بار دیگه به تلخی طعم تحقیر فکر نمی کنی به شیرینی طعم آزادی بعد از تحقیر فکر می کنی...
و من این روزها فکر می کنم که با گذشت زمان در این صد روز ترس سی ساله ی ما ریخته شد... اما...اما ... در اون طرف ، قاتلان و تجاوزگران با صدور اولین فرمان قتل و مباح اعلام کردن تجاوز به مخالفان، وجدانشون رو به خاک سپردند و مرثیه ای برای آزادی و انسانیت خواندند... وجدانی که به خواب رفت هیچ چیزی بیدارش نمی کنه ...نه چشمان پر خون ندا آقاسلطان، نه انگشتهای کنده شده امیر جوادی فر، نه مغز متلاشی شده محسن روح الامینی و نه ضجه های مادر سهراب اعرابی...
دیروزدر حین دیدن فیلم ایاک والدما ساخته ا.ح با خودم گفتم دیدن این صحنه ها- که اشک به چشم سنگدلترین آدمها میاره- چه احساسی در آمران و مجریان قتل ها و تجاوز ها و سناریو نویسان اعترافات تلویزیونی، ایجاد می کنه؟ تنها یک جواب برای این سوال داشتم، اگه دیدن این فیلمها احساس ندامتی رو در قاتلان ایجاد می کرد، بعد از قتل ندا آقا سلطان دیگه نباید شاهد هیچ جنایتی می بودیم اما متاسفانه تازه تیرماه بود که گند کهریزک و جنایات اونجا در اومد... پس وجدان آقایان نه تنها به خواب نرفته بلکه مرده...
هفتم مهر ماه هشتاد و هشت
1 comment:
خیلی وقت بود سر نزده بودم. ولی امروز که سر زدم ، پست هاتون این قدر زیبا هستن که برای هر کدومشون نظر بذارم. شجاعت دختر ها تو این جریان برای خیلی ها روشن شد ولی من خودم به شخصه همیشه نگرانشون بودم. خیلی جالب نوشتین. نقل قول تیمسار
Post a Comment