
یا لطیف
زنگ زدی، با مامان حرف زدی، با بابا حرف زدی، اما من نه...فراموشم کردی گل من، عزیز من، بهترین من،... چقدر دلم برات تنگ شده، چقدر دلم برا صدات تنگ شده، بر خلاف عادت همه ی این روزها که دلم نمی خواد به هیچ زنگ تلفنی جواب بدم، دلم می خواد موسیقی قبل از مسابقات فوتبال پخش شه و من اسمتو و عکس زیباتو ببینم...
در یک کلام دلم برات تنگ شده جناب تیمسار...دلم برای بوسیدنهای گاه و بیگاهت تنگ شده، دلم برای اون صدات تنگ شده که می گفتی: خواهری حالم گرفته، موهامو نوازش می کنی...یادته بچه که بودیم، تمام اسباب بازی هامو پخش می کردم و تو مهمون خونه ام می شدی، می شدی عمو مهربون من...وای!!!!!!!!!!!!!یادته بچه که بودیم همیشه همه ی خلافهامو تو می پوشوندی تیمسار عزیز، یادته زدم با تاب لامپ پاکینگ رو شکوندم و تو پول دادی و درجا خودت رفتی خریدی و نصب کردی تا مامان اینا نفهمن... هنوز وقتی جایی اشتباهی می کنم دلم می خواد تو باشی وکمکم کنی تا اثر اشتباهو به کلی محو کنی
در یک کلام: دلم برات یه ذره شده تیمسار عزیز من
سوم مهر ماه هشتاد و هشت
زنگ زدی، با مامان حرف زدی، با بابا حرف زدی، اما من نه...فراموشم کردی گل من، عزیز من، بهترین من،... چقدر دلم برات تنگ شده، چقدر دلم برا صدات تنگ شده، بر خلاف عادت همه ی این روزها که دلم نمی خواد به هیچ زنگ تلفنی جواب بدم، دلم می خواد موسیقی قبل از مسابقات فوتبال پخش شه و من اسمتو و عکس زیباتو ببینم...
در یک کلام دلم برات تنگ شده جناب تیمسار...دلم برای بوسیدنهای گاه و بیگاهت تنگ شده، دلم برای اون صدات تنگ شده که می گفتی: خواهری حالم گرفته، موهامو نوازش می کنی...یادته بچه که بودیم، تمام اسباب بازی هامو پخش می کردم و تو مهمون خونه ام می شدی، می شدی عمو مهربون من...وای!!!!!!!!!!!!!یادته بچه که بودیم همیشه همه ی خلافهامو تو می پوشوندی تیمسار عزیز، یادته زدم با تاب لامپ پاکینگ رو شکوندم و تو پول دادی و درجا خودت رفتی خریدی و نصب کردی تا مامان اینا نفهمن... هنوز وقتی جایی اشتباهی می کنم دلم می خواد تو باشی وکمکم کنی تا اثر اشتباهو به کلی محو کنی
در یک کلام: دلم برات یه ذره شده تیمسار عزیز من
سوم مهر ماه هشتاد و هشت
3 comments:
aval inke shoma enghar taghvimeton ghirkarde. hamash toye 2 mehr monde. dovom inke baba ye chizi benevis ke khanandeha ham bedonan chi mighi. ya hadaghal yekam tozihe bishar bede be khanandeha. ekhtesasish nakon
مرسی از اینکه یادآوری کردید امروز سومه نه دوم...
:)
بعضی چیزا دلیه...اینم دلیه...
روزایی که دلتنگ باشم ، هر وبلالگ جدیدی که سر می زنم هم پر از دلتنگیه. چرا؟ نمی دونم. قشنگ و پر احساس ، البته برای منی که طعم محبت ها و آرامش خواهر رو نچشیدم تصور کردن و درکش کمی سخته.
Post a Comment