Monday, October 26, 2009

زندگی در پیش رو 2

یا لطیف
- محمد کوچولویم، تو بچه خیلی حساسی هستی و تفاوت تو و دیگران در همین است...
لبخند زد.
-این روزها حساسیت چقدر نایاب شده.
*
فکر می کنم که وقتی در این باره با دکتر کاتر صحبت کردم، حق داشت بگوید که ج.ن.د.ه دیدن کسی، فقط به دید بیننده مربوط می شود.
*
آقای هامیل می گوید کلمات از هر چیزی قوی ترند. اگر عقیده ی مرا بخواهید، می گویم اگر جوانکها تفنگ به دست دارند به خاطر این است که وقتی بچه بوده اند کسی بهشان محل نگذاشته، نه کسی آن ها را دیده و نه کسی آنها را شناخته.
*
سیگام را دوباره با فندکش روشن کرد و گفت که بچه ها ج.ن.د.ه ها خوش شانس تر از بقیه هستند، چون می توانند هر پدری که بخواهند انتخاب کنند و مجبور به قبول کردن یک پدر معین نیستند.
برگرفته از کتاب زندگی در پیش رو نوشته ی رومن گاری ترجمه لیلی گلستان
چهارم آبان ماه هشتاد و هشت

2 comments:

آقای ع said...

چه خوب که از کتاب هایی که می خونی اینجا می نویسی. تشکر

دختر سرزمینهای سبز said...

خواهش می کنم، ممنون از توجه ات...