Wednesday, October 14, 2009

بی جنبگی مردانه

یا لطیف
تو این وضعیت تنها چیزی که کم بود، عاشق شدن دانشجوم بود... به همه چیز فکر کرده بودم الا این یه مورد، تازه اونم دانشجوی تخسی که جلسه ی اول فقط پوزخند می زد به من... لعنت به این پسرای بی جنبه...
بیست و دوم مهرماه هستاد و هشت

1 comment:

احمد شاتقی said...

چه لعن و نفرین و دشنام دادن این روزا رونق پیدا کرده