
یا لطیف
برادرم، محمود وحیدنیا، نمی دونم خبرهای مبنی بر مفقود شدن و دستگیری ات صحت داره یا نه - ولی حدس می زنم درست باشه- در مقابل شجاعتت، در مقابل بزرگی ات کم آوردم، کیه که ندونه، دانشجوی المپیادی و دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف به راحتی می توانه، از بهترین دانشگاه های خارج از کشور- منظورم مالزی و این کشورهای مسخره نیست،منظورم امریکا و کانادا است- پذیرش بگیره و یه عمر زیر سایه امنیت پرچم یه کشور جهان اول زندگی کنه و ککش هم نگزه تو کشورش چه اتفاقی می افته... کیه که ندونه، تو خیلی راحت می توانستی عضو بسیج شی و فقط با سکوتت و مهر تایید زدن به عملکرد ج.ا با شرکت تو مراسمهایی مثل مراسم دیروز و سکوت کردن، مدارج ترقی رو یکی پس از دیگری طی کنی اما... اما... تو دیروز با اون سخنرانی ات پشت پا زدی زدی، به زندگی آرام و بی دغدغه و تمام هستی تو، قمار کردی، ... حتما با پنج سال سابقه ی روزنامه خوانی، احمد زیدآبادی رو می شناسی، اونو فقط به این خاطر که نگفت رهبر معظم، چند ده روز تو یه قبر نگه داشتن و الان من فکر می کنم، این آقای ولی، که تحمل کوچکترین انتقادات رو نداره، با تو و انتقاداتت چه می کنه؟ ...برادرم... اونقدر ذهنم آشفته است که نمی دونم چطوری تموم کنم متنو... فقط اومدم، اینجا بنویسم، در مقابلت احساس حقارت می کنم، در مقابل شجاعتت، در مقابل حس وطن دوستی ات... برادرم، هر جا هستی و به هر حال خداوند پشتیبانت باد...
هشتم آبان ماه هشتاد و هشت
برادرم، محمود وحیدنیا، نمی دونم خبرهای مبنی بر مفقود شدن و دستگیری ات صحت داره یا نه - ولی حدس می زنم درست باشه- در مقابل شجاعتت، در مقابل بزرگی ات کم آوردم، کیه که ندونه، دانشجوی المپیادی و دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف به راحتی می توانه، از بهترین دانشگاه های خارج از کشور- منظورم مالزی و این کشورهای مسخره نیست،منظورم امریکا و کانادا است- پذیرش بگیره و یه عمر زیر سایه امنیت پرچم یه کشور جهان اول زندگی کنه و ککش هم نگزه تو کشورش چه اتفاقی می افته... کیه که ندونه، تو خیلی راحت می توانستی عضو بسیج شی و فقط با سکوتت و مهر تایید زدن به عملکرد ج.ا با شرکت تو مراسمهایی مثل مراسم دیروز و سکوت کردن، مدارج ترقی رو یکی پس از دیگری طی کنی اما... اما... تو دیروز با اون سخنرانی ات پشت پا زدی زدی، به زندگی آرام و بی دغدغه و تمام هستی تو، قمار کردی، ... حتما با پنج سال سابقه ی روزنامه خوانی، احمد زیدآبادی رو می شناسی، اونو فقط به این خاطر که نگفت رهبر معظم، چند ده روز تو یه قبر نگه داشتن و الان من فکر می کنم، این آقای ولی، که تحمل کوچکترین انتقادات رو نداره، با تو و انتقاداتت چه می کنه؟ ...برادرم... اونقدر ذهنم آشفته است که نمی دونم چطوری تموم کنم متنو... فقط اومدم، اینجا بنویسم، در مقابلت احساس حقارت می کنم، در مقابل شجاعتت، در مقابل حس وطن دوستی ات... برادرم، هر جا هستی و به هر حال خداوند پشتیبانت باد...
هشتم آبان ماه هشتاد و هشت
2 comments:
سلام عزیز
از محمود عزیز خبر دارم و فعلا کاری به کاری اش نداشتن.. .تا کی زهر شون رو بریزن نامردا... ولی فعلا که صحیح و سالم تو خونه اشه!
اگه خبر مفقودیش صحت نداشت که خودش هزار بار مجبور می شد تکذیبش کنه.
ضمنا خیلی با نوشته هات حال کردم
Post a Comment