Thursday, November 12, 2009

آغوش




یا لطیف
از درون سردم، پامو می چسبونم به شوفاژ، لباس گرم می پوشم، چای می خورم و باز انگار تمام سلولهام منجمده... آغوشی گرم درمان درد منه، منظورم از آغوش، این آغوشهای الکی و تهی از معنا و محبت و تکراری و از سر عادت نیست، منظورم این آغوش های محکم و سفت و دوستانه است، از این آغوشهایی که مثل یه رویاست بس که آرامش بخشه، یه آغوشی که همیشه به روت بازه و هیچ موقع  دو دو تا چهار تا نمی کنه، تا بازش کنه برات...
پی نوشت: آنچه می یافت نشود آنم آرزوست...
بیست و یکم آبان ماه هشتاد و هشت


No comments: